عباس قديانى
665
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
قرآن » مىخواندند قرآن در زمان پيامبر ( ص ) بر روى چرم و سنگهاى و تختهها نوشته مىشد . قرآن مجيد از تمام معجزات بزرگتر است ، و اگر سراسر اهل عالم از آدميان و پريان گرد آيند ، و با يكديگر يارى هم كند ، از آوردن آيهاى به مثل آن عاجز خواهند ماند . سورههاى مكى در قرآن بيشتر در ترغيب مردم به زهد و ستايش خداوند ، و يكتاپرستى و نيكى كردن به ديگران ، و اجتناب از اسراف در خوردن و آشاميدن است . وعد و وعيد ، مژده دادن به بهشت ، و ترساندن از عذاب دوزخ در سورههايى كه در مكه نازل شده بيشتر است . اما در سورهاى مدنى تمام احكام ، فرايض اسلام در ده سالهء اخير زندگى رسول خدا نازل شده است . قراتكين از فرمانروايان سامانى كه به سال 308 ه . ق . حكومت داشت . قراجرى غلامى ترك كه چون از جهت صورت و هيئت شباهت به امير تيمور تاش چوپانى داشت ، شيخ حسن چوپانى او را پدر خود فرانمود ، و آوازه درانداخت كه پدر اوست و از مصر مىآيد ، و بدين ترتيب ، عدهاى از مخالفين شيخ حسن ايلكانى را به دور خود گردآورد ، و شيخ حسن ايلكانى را مغلوب كرد ، و بر آذربايجان و عراق استيلا يافت ( 783 ه . ق . ) . قراجرى ، بعد از فتح شيخ حسن چوپانى به گرجستان رفت ، و ساتى بك را به سلطنت برداشت . قراجرى به بغداد گريخت ، اما او را بگرفتند و نزد ساتىبك بردند ، و به امر ساتى بك كشته شد ( 739 ه . ق . ) . قراچريك گارد ملى در دولت تيموريان قراختاى يا قراخطاى نامى كه از قرن 6 ه . ق . در منابع اسلامى به قوم ختاى يا خطاى داده شده است . اين قوم تا اوايل قرن 5 هنوز ختايى يا خطايى خوانده مىشدند ، و احتمالا از طوايف تنگوز يا تونگوز و به قولى از مغول بودهاند ، و در منابع چينى از قرن 8 ذكر آنها رفته است و محل سكونتشان جنوب منچورى ياد شده است . در آغاز قرن 10 به سلسله ليائو ( liao ) معروف است . مؤسس اين سلسله ، آپائوكى ( apaoki ) ، مغولستان شمالى را كه در حدود 840 به دست قرقيزها افتاده بود مطيع خود ساخت ، و در آنجا اولين « سفير » مسلمان ( شايد يك كاروان تجارتى ) به حضور وى بار يافت . سلسلهء ليائو ، حتى در مقابل سلسلهء ملى سونگ كه از 960 در چين سلطنت مىكرد ، همچنان استوار ماند ، تا اينكه در حدود 1125 قوم ديگرى از تنگوزها به نام جرجن ( jorjen ) آنها را از چين و آسياى شرقى بيرون راندند . اقوام قراختاى حتى پيش از استقرارشان در چين ، بيش از اقوام چادرنشين ديگر ، تمدن چينى را اخذ كرده بودند و خط آنها مقتبس از هيروگلف چينى بود ، و گمان مىرود كه نوعى خط الفبايى نيز داشتهاند كه اثرى از آن باقى نمانده است . در 403 يا 408 ه . ق . قوم ختاى ( كه هنوز عنوان قراختاى نداشت ) به سرزمينهاى اسلامى حملهور شدند ، و ظاهرا تا فاصلهء 8 روز از بلاساغون پيش رفتند . معذلك عدهاى از آنها در چين ، تحت حكومت جرجنها ، باقى ماندند ، و در دورهء چنگيز خان از موقعيت استفاده كردند ، و بر جرجنها شوريدند ، و